95ديوارهاى آن نيست، بلكه همانطور كه رسولاكرم(ص) مرفوع الذِكر است؛ وَ رَفَعْنٰا لَكَ ذِكْرَكَ 1، برجستگى كعبه نيز در رفعت الهى نام و ياد آن است كه مايه رفعت طائفان است؛ وگرنه اكنون كعبه چنان در ميان ساختمانها و برجهاى بلند احاطه شده كه تنها منارههاى مسجدالحرام پيداست و برجستگى آن مشهود نيست.
دوم. پايهگذارى كعبه بر توحيد محض
بنيانگذارى و تعيين ابعاد و شكل كعبه به هدايت خداى سبحان بود؛ وَ إِذْ بَوَّأْنٰا لِإِبْرٰاهِيمَ مَكٰانَ الْبَيْتِ أَنْ لاٰ تُشْرِكْ بِي شَيْئاً . 2 اين آيه بدين معناست كه جايگاه كعبه و تعيين مكان و هندسۀ تأسيس آن، ضمن رعايت موضع خاص كه با هدايت الهى معيّن شد، بر مبناى توحيد صرف است كه هيچ شركى، اعم از شرك جلىّ و خفىّ، آن را آلوده نمىسازد.
از آنجا كه «هر اثرْ جلوۀ مؤثر است و هر مؤثر در اثر خويش متجلّى است» هر وصف ممتازى كه دربارۀ شخصيت برجسته دو پيامآور بزرگ وحى الهى و دو بنيانگذار كعبه، يعنى خليل و ذبيح در نقل آمده باشد، براى ترسيم خطوط چهرۀ معنوى كعبه سندى گوياست و به مثابۀ شرح مصالح ساختمان كعبه است. بنابراين، همانطور كه حضرتابراهيم(ع) يهودى يا نصرانى نبوده، بلكه حنيف، ميانهرو، مسلم، موحّد و منقاد محض بوده و در توحيد ذوب شده و از گزند شرك معصوم بوده است، مىتوان اوصاف اعتدال و توحيد و انقياد را هندسۀ كعبه دانست. چنانكه در بناى كعبه، خلوص و صفاى معماران، ظهور خاص داشت و هندسۀ آن با قداست «خلوص» آميخته بود. از اينرو هركس به حضرت ابراهيم نزديكتر و سزاوارتر باشد به پاسدارى از كعبه و معمارى صورى و معنوى آن شايستهتر است و آن گروه - غير از پيروان راستين عصر آن حضرت - پيامبر گرامى اسلام¦ و مؤمنان ناباند كه نه گرايش به يهوديت و نه ميل به ترسايى داشته و نه منحرف از اعتدال عقيده و خلق و عمل صالحاند و نه مبتلاى به شرك اعتقادى، اخلاقى و عملى.