87
فصل پنجم:كعبه
جايگاه محورى كعبه
انسان نه از نظر تجرد هستى، همسان فرشتگان است تا از هماهنگى با همنوع خود بىنياز باشد و نه از جهت مادى همتاى حيوانهاست تا نيازى به تبادلنظر و تعاون با همجنس خويش نداشته باشد و نه مىتواند بدون تكيهگاه تكوينى، به تشتّت و پراكندگى خاتمه دهد و راز و رمز اتّحاد با همنوع خود را دريابد و با انجام رفتار مناسب به وحدت رو آورد و با شعار قَدْ أَفْلَحَ مَنْ تَزَكّٰى 1از هرگونه نقص و عيب برهد و به كمال انسانى برسد.
انسان به جامعه نيازمند است و بدون هماهنگى با ديگران خطوط اصيل سعادت او ترسيم نمىشود. از اينرو بايد با همنوعان خويش متحد بوده و پيوند او با ديگران نيز بايد بر محورهاى عينى و تكوينى بوده و سهمى از جاودانگى و ابديت داشته باشد.
انسان سرمايۀ سعادت همهجانبه و وحدت گسترده با همۀ جوامع بشرى را به عنوان اصلى «ثابت»، «همسان»، «همگانى» و «هميشگى» در نهاد خود دارد، به طورى كه هيچ فرد در هيچ عصر و مصر و نسلى فاقد آن نيست. اين دستمايۀ تكامل تكوينى، همان زبان فطرت توحيدى 2 است كه بدون نياز به هرگونه اعتبار و قرارداد و تصويب، توان پيوند انسانها را دارد. هرگونه پليدى كه با سرشت توحيدى انسانها مطابق نباشد، اعتبارى و زوالپذير