122لحاظ سيرت، كسى برتر از آن نباشد، چنانكه نيست، بلكه از لحاظ صورت نيز برتر از آن بنا نكند تا در آن بناى مرتفع قرار گيرد و كعبه زيربناى وى واقع گردد؛ چنانكه امامباقر(ع) فرمود:
«لايَنْبَغى لأحَدٍ أَنْ يَرْفَعَ بِناءً فَوقَ الْكَعبةِ» . 1 پس ساختن خانهاى كه كعبه را مستور كند مكروه است.
5. از آيدۀ كريمۀ إِنَّ أَوَّلَ بَيْتٍ وُضِعَ لِلنّٰاسِ لَلَّذِي بِبَكَّةَ 2 و نيز از اعلام عمومى حضرت ابراهيم(ع): وَ أَذِّنْ فِي النّٰاسِ بِالْحَجِّ 3 استفاده مىشود كه كعبه براى مردم ساخته شده است. پس حريم آن، به اندازۀ گنجايش همۀ مردم است و ممكن است به كيلومترها برسد. از اينرو، چنانكه پيش از اين توضيح داده شد، براى توسعه حريم كعبه مىتوان خانههاى اطراف آن را خراب كرد، حتى اگر صاحبان آنها بدان رضايت ندهند.
6. توليت كعبه، تابع تقسيمات جغرافيايى و محكوم قوانين اعتبارى بينالمللى يا منطقهاى نيست؛ زيرا كعبه، ملك كسى نيست و همۀ پرهيزكاران جهان متولّيان كعبهاند، نه خصوص مردم حجاز؛ إِنْ أَوْلِيٰاؤُهُ إِلاَّ الْمُتَّقُونَ . 4
7. قبه و مطاف مسلمانان بُعد مخصوصى است كه امتداد آن در عمق، تا هفتمين طبقۀ زمين و در ارتفاع تا هفتمين طبقه سپهر بوده 5 و كعبه در آن واقع است وگرنه آنگاه كه ساختمان كعبه با منجنيق حَجّاج يا بر اسر سيل و مانند آن ويران شد مىبايست اصل قبله از بين رفته و قبله و مطافى وجود نداشته باشد. از همينرو انسان ناپاك در هواپيما نيز حق عبور از فراز كعبه را ندارد و منشأ اين عدم جواز، قبله بودن آن فضاست، نه مسجد بودن آن؛ زيرا اگرچه عبور ناپاك در مسجدالحرام جايز نيست ليكن اعتبار مسجد بودن محدود است. اعتبار قبله بودن كعبه وسيعتر از قلمرو فضايى مسجدالحرام است. بنابراين، ممكن است در فضاى بالا نسبت به مسجدالحرام و كعبه تفاوت قائل شد.