76زمين دوز تا بزرگى كعبه تو را شوكه نسازد، تو اكنون در خانه خداهستى!
خانهاى كوچك، ترك خورده ازفرسايش زمان، سياه پوش از بدعهدى دوران، ليك استوار در زمان و در تاريخ جاودان، ليك داراى ابهتى به بلنداى تاريخ. باورت نمىشود كه در امتداد كعبه سر به سجده مىساييدى و قبلهات اين خانۀ كوچكِ ساده و بىآلايش بوده است، اما نيك نگاه كن، به درون بنگر، ظاهر را رها كن و از تزوير دورى بجو كه كعبه يك نماد است براى پرستش به سوى نقطۀ يكسان. گر تو بندۀ خدا هستى بايد به سوى كعبه، رها در سرزمينى خشك نماز بگزارى، به سنگهاى چيده شده بر روى هم نظر مينداز كه تو به سوى سنگها اظهار نياز نمىكنى. به امتداد چهارگوشه آن بنگر تا همه چيز را دريابى. آرى، كعبه تنها يك خانۀ محصور در يك فضا نيست بلكه جايگاهى است براى پرستش و نمادى براى حركت نمودن...
تو با تمام ذرّات بههم پيوستهات
آغاز كن، بنواز آهنگ حجّ خويش را. قدم گذار در ميان، از يك نقطه چرخيدن را بياموز بر مسيرى دايره در او غوطهور شو، ديگر خود نيستى. فراموش شدهاى و در ميان سيل آدميان گم. اينجا ديگر زن و مرد معنايى ندارد و آنچه مهم است وجودى به نام انسان، همه در كنار يكديگر، در يك مسير دايره! فكر كردهاى چرا