31كنون بر آن جارى بوده است و اين امر نه تنها شرك نيست بلكه اظهار تذلل و خشوع بيشتر در پيشگاه خداوند است و كسى كه پيامبر و يا اولياء اللّٰه را وسيلۀ تقرب به خدا قرار مىدهد، در واقع خود را در محضر خداوند آن چنان كوچك و بىمقدار مىداند كه اطمينان ندارد كه خداوند به او توجه و عنايت خواهد كرد و لذا كسانى را كه پيش خداوند عرضهاى دارند و مورد توجه و لطف او هستند، وسيله قرار مىدهد تا خداوند به احترام آنها او را نيز از رحمت واسعۀ خود برخوردار سازد و اين نهايت تذلل و خضوع و خشوع و اظهار عبوديت براى خداست.
اكنون بعضى از احاديثى را كه در اين زمينه وارد شده با هم مىخوانيم:
1- عن عثمان بن حنيف انه قال: «ان رجلاً ضريراً أتى النبى صلى الله عليه و آله فقال: ادع اللّٰه ان يعافينى. فقال: ان شئت دعوت وان شئت صبرت وهو خير. فقال:
فادعه، فأمره ان يتوضأ فيحسن وضوئه ويصلى ركعتين ويدعو بهذا الدعاء:
اللهم انى اسألك واتوجه اليك بنبيّك نبى الرّحمة يا محمد انّى اتوجّه بك الى ربى فى حاجتى لتقضى، اللهم شفعه فىّ.
قال ابنحنيف: فو اللّٰه ما تفرقنا وطال بنا الحديث