150و مىفرمودند:
«بزرگترين درد جوامع اسلامى اين است كه هنوز فلسفۀ واقعى بسيارى از احكام الهى را درك نكردهاند و حج با آن همه راز و عظمتى كه دارد، هنوز به صورت يك عبادت خشك و يك حركت بىحاصل و بىثمر باقيمانده است،... چيزى كه تا به حال از ناحيۀ ناآگاهان و يا تحليلگران مغرض و يا جيرهخواران به عنوان فلسفۀ حج ترسيم شده است، اين است كه حج يك عبادت دستهجمعى و يك سفر زيارتى و سياحتى است.» 1
«راحتطلبى» و «دنياخواهى» يكى از عوامل تفكر جدايى دين از سياست و حج از امور سياسى است؛ چرا كه لازمۀ پيوند دين با سياست، مجاهدت و ايثار و ازخودگذشتگى در مصاف با دشمنان و سلطهطلبان و استعمارگران است و تنها احرار و وارستگان از دنيا و زخارف آن، مرد اين ميدانند، چنانكه عامل وسوسه و القائات مغرضان و جيرهخواران و بيگانگان مبنى بر بيگانگى دين از سياست بالأخص حج از امور سياسى،