151خوف و وحشت آنان از حضور دين در صحنههاى اجتماعى و سياسى است. دين مقدس از نظر آنان دينى است كه فقط به امور عبادى بپردازد و حكومت و سياست را به سياستمداران بسپارد. آنان ضربات سهمگينى از حضور دين و عالمان دينى در عرصۀ سياست متحمل شدهاند و تلاش زيادى را در جهت القاى اين تفكر شوم و انحرافى صرف كردند تا مسلمانان، خود صحنه را به نفع آنان ترك كنند و نيازى به مقابلۀ جدّى آنان نباشد.
حضور ميرزاى شيرازى در يكصد سال قبل در عرصۀ سياست و مقابله با قرارداد ننگين رژى و نجات ملت مسلمان ايران از چنگال استعمار انگليس، قدرت دين و روحانيت را در صحنۀ اجتماع و سياست به نمايش گذاشت. اين حضور سرنوشت ساز، استعمارگران را به تأمل واداشت كه مانع گسترش و حضور اين قدرت در صحنه شوند و در صورت ناتوانى از مقابله روياروى، در صدد به انحراف كشاندن حضور آنان و نهضتهاى سياسىشان برآيند كه نهضت مشروطيت يكى از اين موارد است. استعمارگران بتدريج توانستند «جدايى دين از سياست» را القا كنند و به مسلمانان بباورانند.
امام خمينى با افشاگرى پرده از توطئه خطرناك دشمنان