117طريق اعمال و مناسكى كه در حج، واجب است.
همين مقدار، در «فهم» جايگاه حج، كافى است.
شوق «شوق»، برخاسته از «فهم» است. آنكه دريابد كه خانه، خانۀ خداست و آهنگ زيارت خانۀ خدا كند، خدا را قصد كرده است، مىكوشد كه اين «ديدار»، تباه نشود و به هدف «زيارت» برسد. هدف، همان نظر به «وجه الله» است و توفيق زيارت يار.
شوق ديدار خدا، علاقه به اسباب اين ديدار را پديد مىآورد. بعلاوه، عشق، سبب مىشود كه عاشق، به هرچه كه به محبوبش انتساب داشته باشد علاقهمند گردد. كعبه، خانۀ خداست. همين كافى است كه انسان را مشتاق اين زيارت كند، تا چه رسد كه حج خانۀ خدا، آن همه پاداش و ثواب داشته باشد! مخفى مباد كه: «نظر به وجه الله» نيز، نگاه با چشم سر نيست، بلكه معناى والايى دارد كه تنها فرزانگان دانا آن را مىشناسند.
عزم حاجى، با آهنگ حج، تصميم بر دورى از خانه و خاندان مىگيرد، از شهوات و لذّات، هجرت مىكند و روى به