116نيز شرافت داد و آن را خانۀ خود و مقصد عبادات قرار داد و پيرامون آن را «حرم» گردانيد. «عرفات» را، همچون آستانۀ وسيعى براى خانۀ خويش قرار داد و اين مكان و حريم را چنان محترم ساخت كه صيد كردن و گياه چيدن در منطقۀ حرم را ممنوع كرد و از همه خواست تا از هر راه دور و درازى و شكاف و دره و دشت و بيابانى، آهنگ آن خانه كنند «مِنْ كُلِّ فَجٍّ عميق»، با چهرهاى غبار آلود، گرد سفر بر سر و روى و ذكر خدا بر لب و در دل، با خضوعى فراوان نسبت به پروردگار.
چنين خواست، تا اين حالت، بندگى و تسليم آنان را بهتر برساند. از اين روى، حاجيان را به تكاليفى موظّف نمود كه نه با آنها مأنوس بودند و نه به معناىآن حركات، آشنايىداشتند، همچون رمى جمرات وسعى صفا ومروه.
اين اعمال، بندگى و عبوديّت انسان را نشان مىدهد، چرا كه حكمت اينگونه كارها براى حاجى چندان روشن نيست، ولى مطيع فرمان است و در برابر تكليف، متواضع! و انگيزۀ عمل، تنها اطاعت از امر است.
در اين عملها، جاى عقل و فلسفه بافى نيست، بلكه جاى دل است و تبعيّت و انقياد... مقتضاى بندگى، تعبد و تسليم است.
حال كه چنين است، مىتوان فلسفۀ اعمال حج را چنين «فهم» كرد كه احياى روح تسليم و بندگى است، ليكن از