97احرام صورت گيرد - در حالى كه به نداى الهى لبيك مىگويند به صحراى عرفات روى آورند تا در آنجا وقوف و درنگ نمايند. و دست كم مىبايد از ظهر روز عرفه يعنى روز نهم ذىالحجه تا غروب آفتاب (مغرب)، اين وقوف و درنگ ادامه يابد.
وقوفِ در عرفات از مهمترين مناسك حج به شمار است. در اين نقطه، ازدحام و سر و صدا و زبانهاى مختلف و تجمع پيروانِ مكاتبِ گوناگونِ آيين اسلام و فرقههاى مختلف، انسان را به ياد عرصات قيامت و اجتماع امتها با انبيا و ائمه، و پيروى هر امتى از پيامبر خود، و چشم داشتِ آنها به شفاعت آنان، و تحير و سرگردانى آنها آن هم در يك نقطه و يك سرزمين مىاندازد كه آيا مورد حمايت آنان قرار مىگيرند و يا از آنها حمايت و مراقبتى به عمل نمىآيد. آرى اين گردهمايى شگرف، خاطرۀ عرصاتِ قيامت را - كه نصوص دينى آنرا ترسيم مىكند - در ذهن انسان با تابلويى زنده و گويا تجديد مىنمايد. مىدانيم صحراى عرفات به درازاى دوازده كيلومتر در پهناى شش كيلومتر و نيم و با فاصله بيست و يك يا بيست و پنج كيلومتر از مكه - بر سر راه طائف - قرار دارد.
به راستى اين وقوف و درنگ آنهم در چنين بيابان - از نيمروز تا شامگاه - به چه منظورى تشريع شده است؟ البته نمىتوان مزاياى چنين درنگ و وقوف را - كه پويايى و تحرك سازندهاى را به ارمغان مىآورد - به اين سادگى برشمرد. در بيابانى كه فاقد وسائل كافى براى آرامش و آسايش است بايد همۀ حجاج از مليتهاى مختلف و طبقات متفاوت، مدتى را ناگزير در آن درنگ كنند، و همگان در يك سطح از نظر ظاهر و باطن، حوائج خويش را به پيشگاه حضرت بارى تعالى عرضه دارند. آيا وقوفى بدينسان نمىتواند عالىترين نمونۀ همبستگى و تجمع و به ويژه مساوات