37ابن مغيرة بن عبداللّٰه بن عمرو بن مخزوم» و «قيس بن عدىّ سَهمى» - انتخاب فرموده و گفت: هريك از اين چهار نفر گوشهاى از ردا را برگرفته و بدين طريق حجرالاسود را از روى زمين برفرازند و آن را به محل نصب آن، جا به جا كنند و خودِ آن حضرت حجرالأسود را از ميان آن برداشت و در جايى كه هماكنون قرار دارد نصب كرد.
اين كار نخستين داورى انديشمندانه و كارى آميخته به فضيلت بود كه تا آن زمان ميان اين مردم جلب نظر مىكرد. يكى از همين ناظران - كه قرشى بود - از اين كه قرشيان در مقابل داورى فردى كه از آنها كمسالتر به نظر مىرسيد تسليم شدند و به پيشنهاد او گردن نهادند، به شگفت درآمده و اظهار داشت: «من در شگفتم از اين مردم، مردمى كه از شرافت و عزّت و سرورى برخوردارند و پير و سالخورده و كلاناند كسى را كه از همۀ آنها كم سن و سالتر و از تمام آنها تهىدستتر است، به عنوان حَكَم و داور و سرور خود گزين كردند؛ سوگند به «لات و عزّىٰ» كه او در آينده بر شما تفوق يافته و شما را تحت رياست خود گرفته و بهره و نصيبها را ميان شما توزيع مىكند و از اين پس حيثيت و اعتبارى شگرف در انتظار او خواهد بود. 1
اين رويداد تاريخى - علاوه بر آن كه مىتوان در لابلاى آن نكاتِ ظريفى را جستجو كرد - آثار خوشآيندى را به ارمغان آورد و رمز و سمبلى براى حقايقى بود كه بايد براى هميشه و جاودانه رهنمودى سازنده باشد. قبل از آن كه حجرالاسود با تدبير هوشمندانۀ آن حضرت در جاى خود نصب شود، اختلاف و نزاع قريش نزديك بود به درگيرىِ شديد و