38جنگى خونين منجر گردد؛ اما كارآيى آن حضرت در داورى و فرزانگى او در انديشه از اين فاجعه پيشگيرى كرده و همۀ گروهها را در اين افتخار سهيم ساخت، بدون اين كه كمترين تفرقه و اختلافى را برانگيزد و يا باعث گردد گروه خاصى در نصب حجرالأسود ويژگى يافته و موجب تفاخر و مباهات قومى بر قومى ديگر گردد.
نصب حجرالأسود آنهم بدينسان - كه بايد آن را بازدهِ عنايت الهى برشمرد و اتحاد و همبستگى اين اقوام را به ارمغان آورد - اشارتى است به اين نكته كه بايد كعبه با حجرالاسودش الهامبخشِ وحدت و همبستگى و انسجام كسانى باشد كه در سوى آن و روياروى با آن به نماز و نيايش مىپردازند و همۀ مسلمانان در برابر اين نمودارِ وحدتآفرين، اختلافات را از ميان برداشته و با يكديگر برادرانه متحد گردند و ربّ و خداوندگار يگانهاى را كه چنين كانون توحيدى را بنياد نهاده پرستش نموده و به كلمۀ توحيد و حبل الهى - كه ميان آنها پيوند استوارى برقرار مىسازد - چنگ آورند و از هرگونه تفرقه و گسستن از يكديگر سخت بپرهيزند.
طائفان بيت الهى و پروانههاى در گردش پيرامون مشعل فروزان كعبه، بر مسجدى درمىآيند كه كعبه و رمز وحدت را در ميان دارد. آنان مىبايد طواف و گردش خود را از همان نقطهاى آغاز كنند كه در آن نقطه خداپرستان از ديرباز، و حتى مشركين قبل از طلوع خورشيد اسلام، بر سر آن به توافق و اتحاد رسيده بودند.
فرشتگان و ملكوتيان با استلام حجرالأسود و بوسهزدن بر آن با نيايش زمينى و عالم ناسوتى، طليعۀ طواف خود را افتتاح مىكنند. و پس از اداى مراسم حج به آسمان برمىفرازند. اگر فرشتهاى به سوى زمين از جانب خداوند گسيل شود و مأموريتى بدو واگذار گردد، همراه با آن،