119نوع پرستش در كهنترين شكل خود چگونه بر گزار مى شد كه بايد آن را عامل بزهكاريها و نابوديها و منشأ مصايب و آلام و آسيبها و نگون بختيها به حساب آورد. دليل بر اين فاجعه در تاريخ زندگانى انسان، همين بس كه قبائل آزتك « Azteques » به تنهايى - كه ساكنان اصلى سر زمينهاى مكزيك بوده اند - تا زمانى نه چندان دور قربانيهايى را پيشكش مى كردند كه شمار آنها به حدود پنجهزار نفر در سال مى رسيد.
عواملى از چنين فجايع هول انگيز پيشگيرى كرد كه نمونههايى چند از آنها را ياد مى كنيم:
- پيشرفت انديشۀ دينى و گسترش آن.
- اصلاح اشتباهات و پيرايش از خطاهايى كه در تفكر دينى در مراحل ابتدايى آن راجع به درك آلهه و در خواست رضاى آلهه بدان دچار آمده بودند.
- پديد آمدن اين تفكر در جامعه كه بايد معبودان خود را از سخت دلى و تشفى و نياز به پيشكش كردن قربانى از انسانها منزه دانسته و بىنيازى آنها از جهان و آنچه در جهان است را دربارۀ آنها باور دارند.
- گسترش علوم و شرايع آسمانى و كتب مقدس.
همۀ اين عوامل دست به دست هم دادند تا به حيات انسانها و جان آنها احترام گذارند. و به اين چهرۀ توحش در امر قربانى خاتمه داده و اشكال ديگرى از قربانى را جايگزين آن سازد كه از خلق و خوى صحيح بيگانه نيست و با مقتضيات يك زندگانى توأم با آبادانى و حيات مطبوع انسانها ناسازگار نباشد.
مآلاً قربانيهايى پديد آمد كه به جاى انسانها، جانورانى از قبيل گاو و گوسفند و بز و انواع پرندگان را قربانى مى كردند.