120انواع ديگرى از قربانيها نيز ظهور كرد كه مستلزم ريختن خون نبوده است؛ مانند: تقرب به وسيله گياهانى چون گندم و خوشۀ دانهها و آرد مخلوط به روغن و نيز تقرب به وسيلۀ چيزهايى كه از محصول گياهان از قبيل نان و خمير وامثال آنها فراهم مىآمد.
ظهور دورۀ زراعت و كشاورزى در ايجاد اين تطوّر، آثار قابل توجهى به جاى نهاد. زراعت، بسيارى شؤون اخلاقى و طبيعت و مزاج روحى انسانها را تهذيب كرد و از رهگذر آن خوراكيهاى گياهى و نباتى از نظر كميت رو به ازدياد نهاد و از مصرف گوشت كاسته شد و حالت توحش از ميان رفت و مزاج روحى آدميان اعتدال يافت و طبع سركش و توسن انسان رام و آرام گشت و احساساتش داراى رقت و ظرافت شد و در نتيجه، سازمان ديگرى كه به انسانيت نزديك بود و با مقتضياتِ زندگانىِ معقول و عمران و آبادانى متناسبتر بود جاى بسيارى از سنتهاى خونين و عقايد آميخته با توحش را اشغال كرد. لذا قربانى كردن انسانها و يا جانوران تدريجاً - پس از ظهور دورۀ كشاورزى - رو به كاهش نهاد و به جاى قربانى كردن آنها از رهگذر گياهانى كه از خوشه غلّهها و نان و خمير و جز آنها تشكيل مىشد، در تقرب خويش بهره مىجستند.
بدينسان نوع عجيبى از قربانى پديد آمد كه عبارت از قربانى اشكال و مجسمهها و يا قربانى سمبليك بوده است؛ مانند قربانى كردن مجسمهها و تصويرها - كه اين نوع عبادت و تقرب نزد بسيارى از جوامع كهن و نو، رو به رواج و انتشار نهاد - و مانند ريختن خون از برخى اعضاى قربانى، بدون آن كه به حيات او خاتمه دهند. از اين روش در بسيارى از معابد يونان و به ويژه در مورد آلهۀ «ارتميس» بهره مىجستند و از آن پيروى مىكردند و يا مانند اكتفا و بسنده كردن به قربانيهاى سمبليك كه نشانه راه و رسم كهن به