118خواند - در اين رهگذر فدا مىكردند. منتهىٰ محيط حاكم، آنها را بر آن مى داشت كه قربانىهاى خاصى را در نظر گيرند، گاهى دختران و احياناً كودكان و زمانى جوانان و به هنگامى سالخوردگان را به خاطر اين كه قربانى انجام گيرد سر مىبريدند و يا از طرف ديگر موجبات مرگ آنها را فراهم مىكردند. با تحقيق و بررسى اين حالات ميان امتهاى مختلف و مراحل گوناگون زندگانى آنان به اين نتيجه مىرسيم كه عمدۀ قربانيها - كه عبارت از انسانها بودهاند - دو گروه ديگر را تشكيل مى دادند: اطفال؛ اعم از پسر يا دختر و به ويژه نخستين فرزندى كه از آنها به دنيا مىآمد و گروه ديگر عبارت از دختران باكره بودهاند.
با استفاده از تاريخ اين نتيجه نيز به دست مى آيد كه اكثر قربانيها - گذشته از دو گروه ياد شده - متشكل از اسراى جنگى و بردگان و گناهكاران بودهاند و به لحاظ كثرت - از نظر قربانى - اين گروه در نوبت دوم قرار داشتهاند. با توجه به اين نكته كه در حالاتى نه چندان اندك و كوتاه قربانيها عبارت از طبقات بالا و ممتاز بوده اند؛ بسيار اتفاق افتاده كه ملتهايى پادشاهان خود را براى معبودان خود قربانى مى كردند.
اگر مقدارى بيشتر تاريخ را بكاويم مى بينيم مناسباتى كه موجب قربانيهايى اين چنين مىگشت فراوان روى مىداد، و مكرر جلب نظر مىكرد و جلوگيرى از قربانى - آنگاه كه موجبات آن وجود داشت - از نگاه اين اديان خرافى، كار بسيار زشت و خطرناك و گناهى نابخشودنى به شمار مىرفت و از نظر آنها آسمان از هم شكافته مى شد!، و خشم آلهه را بر مىانگيخت و عذاب و كيفر اين آلهه همۀ افراد جامعهاى را كه در امر قربانى كوتاهى مى كردند دامنگير مى شد.
وقتى همۀ اين جريانها را در نظر گيريم به آسانى باز مى يابيم كه اين