77صدّ اصداد و گفتههاى جوهرى، در «صحاح اللغه» و ابن سكيت و تفاوتِ ميان حَصْر و صَدّ افزوده است كه در فقه اماميّه، براى هريك حكم جداگانهاى است؛ زيرا حكم بيمارىكه به علّت بيمارى ممنوع شود، اين است كه بيمار قربانيش را با دوستانش بفرستد. 1
...وَ لاٰ تَحْلِقُوا رُؤُسَكُمْ حَتّٰى يَبْلُغَ الْهَدْيُ مَحِلَّهُ...؛ يعنى و موى سر نَسْتَريد 2 مگر وقتى كه قربانى به محلّ خود برسد، تراشيدن موى سر، يكى از كارهايى است كه مىبايد، در حج انجام داد، ليكن پيش از رسيدن هدى و قربانى به محلّ خود (قربانگاه)، لا حَلْقَ ولاتقصيرَ و لا احْلالَ؛ يعنى اگر محرم منع شد و در حصر قرار گرفت و خواست كه از محرم بودن در آيد.
به وسيلۀ قربانى كردنِ هَدْىِ ممكن براى او، خواه شتر باشد يا گاو و يا گوسفند، از حالتِ احرام بيرون مىآيد ولى تا رسيدن هَدْى و فرستادن قربانى به قربانگاه، موى سر نمىتراشد. 3
معناى هَدْى
هَدْى: 4 بنابه گفتۀ الخازن؛ 5 يعنى ما يُهدىٰ الى البيت. اعلاه: بدنه (شتر)، اوسطه: بقره (گاو)، ادناه: شاة (گوسفند).