72حج بهجا مىآورد امّا نه براى خدا بلكه براى اجتماع و تظاهر كردن و به يكديگر فخر فروختن و برآوردن نيازهاىِ يكديگر، حضور در اسواق و اجتماعات به جهتِ مصالح مادّى و شخصى بود، قصد قربت به خدا در آن نبود. ولى اسلام هدف را تغيير داد و حقيقت حج را تبيين كرد و به شيوۀ ابراهيم عليه السلام برگردانيد و مسلمانها را به يادگيرىِ مراسم حج تشويق كرد و پيامبراسلام گفت:
«خُذُوا عَنِّي مَنٰاسِكَكُمْ...»، به هر حال در اسلام حجّ بايد للّٰهِ باشد 1 و به قول ابوالبقاء عُكْبرى، 2 كلمۀ «للّٰهِ» مفعول له است و متعلّق به فعل «اَتِمُّوا».
دربارۀ كلمۀ «اَتِمُّوا» اقوالِ مختلفى نقل شده، 3 كه يكى از آنها به پايان رسانيدن حجّ و عمره است وقتى كه آنها را شروع كنند و مجاهد گفته است:
«وَ اتِمُّوا الْحَجَّ بحدودها و سُنّتها» و حقيقة الإتمام للشيء:
«استيفاؤه بِجميع اجزائه و شروطه و حفظه مِن مفسداته ومنقصاته»
عمره در لغت: عبارةٌ عن الزيارة ، و در شرع : عبارةٌ عن زيارة البيت. 4
در وجوبِ عمره، ميانِ علماى فِرَق مختلف، اختلاف هست و در قرآن