204مىدارى؟ گفتم:اى واللّٰه! گفت:خداوندا! اگر راست مىگويد،چشمانش را باز ده.در حال چشمم روشن شد.گفتم:به خداى سوگند! تو كيستى؟ گفت:من خضرم و از جملۀ مواليان على بن ابىطالب مىباشم. 1
خانۀ پروردگارم
حكايت شده است كه زن عابدهاى حجّ كرد.زمانى كه داخل مكّه شد، ايستاد و پرسيد:خانۀ پروردگارم كجاست؟ به او گفتند:اين (و اشاره به كعبه كردند) خانۀ خداست.
پس او شتاب برداشت و با سرعت خود را به كعبه رسانيد و پيشانيش را به ديوار خانۀ خدا چسباند.او در همان حال بود كه به دار باقى شتافت و رحلت نمود. 2
دوستى خدا با حجّ گزار
ذوالنّون مصرى مىگويد:طواف كعبه مىكردم،ناگهان ديدم نورى طالع شد و به آسمان رفت.بعد از طواف دربارۀ آن نور متفكّر بودم.ناگاه صداى حزينى شنيدم،متوجّه شدم ديدم بانويى از پردههاى كعبه گرفته و مىگويد:
أنت تدرى يا حبيبى
ذوالنون گويد:از اين سخنان كه شنيدم متشنج شدم،بعد ديدم آن بانو