211(متافيزيك) كه نمىتواند بهواسطه متد خود با آن تعامل داشته باشد و از روش جزمى و قطعى استفاده كند احكامى صادر خواهد كرد، درحالىكه نظريۀ غيبى، به جهت محال بودن طرح تشخّص در اينجا و امكانناپذير بودن خروج از فضاى ذهنى و روانى كه پديدۀ الهام خاص از آن صادر مىشود، در برابر كسانى كه تلاش مىنمايند شناخت غيبى را براساس جزم و يقين پايهريزى كنند نمىتواند از دايرۀ خودشناسى خارج گردد.
«نجاتدهنده» و مقولۀ دين
همانطور كه اشاره شد، مفهوم «نجاتدهنده»، منحصر به تفكر دينى نيست، بلكه در حوزههايى يافت مىشود كه حقيقت هيچ ديانتى را قبول ندارد، تا آنجا كه مفهوم قهرمان (نجاتدهنده) در تجربۀ كشورهاى كمونيستى كه به تفسير مادى تاريخ اعتقاد دارند، و مقولۀ متافيزيك را اساساً منكر هستند نيز ظاهر شده است.
در اين ميان به افرادى نظير: لنين و مائو تسنغ و هوشىمنا برمىخوريم كه همگى خطاب شاعرانه و خيالپردازانه را براى بالا بردن آمال و آرزوهاى تودههاى مردم از طريق تحريك تخيلات آنان و القا كردن خطاب جزمى غيبى به ملتهايشان جهت ايجاد باور و اعتماد نسبت به آينده و بالا بردن روحيه مقاومت و پايدارى در بين آنان - بر اين اساس كه پيروزى قطعاً حاصل خواهد شد - بهكار گرفتند. لذا تعبيرهايى مثل «عظمت» و «جاودانگى» را، هنگام سخن گفتن پيرامون «شهدا»ى راه «پيروزى» كه بشارت آن را مىدهند، بهكار مىبرند، البته اين مورد تنها يك مثال بود، بلكه موارد زيادى وجود دارد كه در آن «نجاتدهنده» در