212مسيرى مخالف دين حركت مىكند.
اما طبق معمول و در اغلب موارد مقولۀ «نجاتدهنده» با تفكر دينى ارتباط پيدا مىكند، بلكه اين انديشه عمدتاً وابسته به دستگاه روحانى و دينى خاصى است كه مسؤوليت تعيين مشخصات و زمان ظهور «منجى» را برعهده دارد و چهبسا شامل ترسيم ويژگىهاى فردى او جهت بهرهبردارى از آن در تفسير كتابهاى دينى يا متون كتب مقدس و يا براى اثبات ادعاى تحقق مسأله راه يافتن به شناخت دينى و توانايى دريافت وحى الهى از آسمان مىشود.
چنانچه با يك نگرش كلى به اديان بزرگ بشر نگاه كنيم، درمىيابيم كه بر انديشۀ «خدا» يا «پيامبر» مجتمع و هماهنگ نمىشوند، اما بر تفكر و انديشۀ «معلم» كه ممكن است پيامبر باشد يا نباشد، 1 اتفاق نظر دارند.
آوردهاند كه روزى از بودا سؤال شد: آيا به خدا ايمان دارى؟ گفت: من آن را نگفتهام، لذا به او گفتند: بنابراين تو به خدا ايمان ندارى! گفت: اين را نيز نگفتهام!
حال منبع شناخت دينى چه پيامبر باشد يا معلم (مرشد) بهجهت اينكه پيامبر (نبى) ابعاد معلم و بيش از آن را دربر مىگيرد، لذا بيشتر اديان بهطور ضمنى ايدۀ (منجى) را مطرح مىكنند، چرا كه آن آموزگار بزرگ يا پيامبر، ضرورتاً همان «منجى» را در عصر خود نشان مىدهند، با اين تفاوت كه قوت يا ضعف انديشه «منجى» در هريك از اديان ممكن است فرق كند كه اين خود منعكسكنندۀ اختلاف درجات قوت يا ضعف