210اما در ارتباط با انديشمندان درون نظامهاى معرفتى و اعتقادى، بايد گفت كه اينان ديدگاه مادى را قبول نمىكنند، چراكه «نجاتدهنده» از طرف عالم غيب مىآيد و اين غيب را، تحت عنوان «علم غيب»قبلاً مىتوان شناخت و منبع اين نوع معرفت، خود صبغه غيبى دارد، مانند:
پيشگويىهايى كه پيشينيان آوردهاند كه در قدرت آنان بر شناخت «غيب» نمىتوان ترديد داشت، و از اينجاست كه مفهوم «نجاتدهنده» با ميراث متداول خبرهاى غيبى پيرامون آينده و حوادث جهان وابسته به همان مفهوم «نجاتدهنده» و پيروزىهايى كه بايد تحقق بخشد، ارتباط دارد البته اين ديدگاه مبتنى بر ايمان و يقين، در تضاد با ديدگاه تشكيك انتقادى و يا غير انتقادى است، ضمن اينكه يقين و ايمان سطوح متعددى دارد كه نخستين آن با مسأله مبدأ مرتبط مىباشد، پس كسانى كه مبدأ را قبول دارند، در مورد زمان ظهور «نجاتدهنده» و محل ظهور و شخص او اختلاف دارند و غالباً بحث پيرامون بررسى روايات گذشته و يا در مورد بازسازى روايات جديدى است كه مبتنى بر شناخت نوين نسبت به افرادى است كه به اين موضوع ايمان ندارند كه باب اتصال به نيروهاى ماورايى بسته شده است و كسانى كه به درستى خواب و رؤيا و نداهاى غيبى و نظاير آن اطمينان دارند در همين راستا قرار مىگيرند.
اما واقعيت اين است كه مكتبهاى مادى (بشرى) - با درنظر گرفتن مراحل مختلف آن - نمىتواند قدرت معرفتى و عقيدتى، خارج از مسلك شكر داشته باشد كه ديدگاه غيبى مورد اشاره را رد كند و هرگونه تلاش از طرف آن، جهت عبور از آن حد و مرز، يقيناً آن را وارد يك نوع تضاد منطقى مىكند، لذا در آن صورت، اين نظريه (مادى) نسبت به ديدگاهى