21سختىهاى عبادات ظاهرى وباطنى] . ازاينجا بودهكه شارع مقدّس عبادات را يك نَسَق نگردانيده؛ بلكه مختلف جعل كرده؛ زيرا كه به هر يك از آنها، رذيلهاى از رذايل از مكلّف زايل مىگردد تا با اشتغال به آنها، تصفيۀ تمام عيار گردد؛ چنانچه صدقات حقوق ماليه و اداى آنها، قطع ميل مىكند، از حُطام دنيويّه كما اينكه «صوم» قطع مىكند انسان را از مشتهيات نفسانيه و «صلات» نهى مىكند از هر فحشا و منكرى و هكذا ساير عبادات و چون عمل حج، مجمعالعناوين بود با زيادى؛ چه اينكه مشتمل است بر جملهاى از مشاق اعمال كه هر يك بنفسه صلاحيّت تصفيۀ نفس را دارد، مثلُ انْفاقِ المالِ الْكثيرِ و القَطْعِ عن الأهلِ وَالاَوْلاٰدِ وَالْوَطَنِ و الْحشرِ مَعَ النُّفُوسِ الشَّريرةِ وَ طَىِّ المَنٰازِلِ البَعيٖدَةِ مَعَ الابْتِلاءِ بِالعَطَشِ فِى الحَرِّ الشَّديد فِى بَعْضِ الاَوانِ و الوُقوُعِ عَلى اعمْالٍ غَيرِ مَأْنوُسَةٍ لايَقبَلُها الطِّباعُ مِن الرَّمْىِ و الطَّوافِ و السَّعْىِ و الاِحْرامِ و غير ذلك [ \ مانند عطا كردن مال فراوان و بريدن از زن و فرزند و وطن و از گرد آمدن با افراد شرور و پيمودن منازل دور، همراه با مبتلا گشتن به تشنگى در گرماى شديد، در برخى از اوقات و وارد شدن بر اعمالى غير مأنوس كه طبع افراد پذيراى آنها نيست؛ مانند:
رمى جمرات، طواف، سعى، احرام پوشيدن و ...] .
با اينكه داراى فضايل بسيارى است، ايضاً از قبيل تذكّر به احوال آخرت به رؤيت اصناف خلق و اجتماع كثير في صُقعٍ وٰاحِدٍ عَلى نهجٍ واحدٍ لا سيَّما فِى الإحْرامِ وَالوُقوُفَينِ [ \ و اجتماع بسيارى از مردمان در سرزمينى واحد و به صورتى واحد بهخصوص در حالت احرام و وقوف در عرفات و مشعرالحرام] و رسيدن به محل وحى و نزول ملائكه بر انبيا از آدم تا خاتم - صلوات اللّٰه عليهم اجمعين - و تشرّف به مَحلِ اقدام 1 آن