111واحدهائى از ارتش اسلام كه هيچ كس را تاب مقاومت آنان نيست، شهر را محاصره كردهاند و چند لحظه ديگر وارد شهر مىگردند. پيشواى آنان «محمد»، به من قول داده كه هركس به مسجد و محيط كعبه پناه ببرد، و يا اسلحه به زمين گذارد، در خانۀ خود را به عنوان بىطرفى ببندد، و يا وارد خانۀ من و يا خانۀ «حكيم حزام» گردد؛ جان و مال او محترم و از خطر مصون است.
پيامبر به اين نيز اكتفاء نكرد. پس از ورود به مكه علاوه بر پناهگاههاى سه گانه، پرچمى به دست «عبداللّٰه خثعمى» داد و فرمود كه فرياد كند: هركس زير پرچم او گرد آيد در امان است. 1«ابوسفيان» با اين پيام، آنچنان روحيۀ مردم مكه را تضعيف نمود كه اگر فكر مقاومت در دستهاى نيز وجود داشت به كلى از بين رفت و كليه مقدماتى كه از شب گذشته، با اقدامات عباس صورت گرفته بود، به ثمر رسيد، و در نظر واقع بينان، فتح مكه آنهم بدون مقاومت قريش امرى مسلم گرديد. مردم وحشت زده هر كدام به نقطهاى پناه بردند، و گريز و فرار در شهر به راه افتاد، و دشمن شمارۀ يك اسلام، بر اثر نقشۀ خردمندانه پيامبر، بزرگترين خدمت را به ارتش اسلام نمود.
در اين ميان، زن ابوسفيان، «هند»، مردم را به مقاومت دعوت نمود، و سخنانى ركيك نثار همسرش مىكرد. كار از كار گذشته، و هرگونه داد و فريادى مشت بر سندان بود. گروهى از سران افراطى، مانند «صفوان اميه» و «عكرمة بن ابى جهل» و «سهيل بن عمرو»