201دينى را بهدرستى بهانجام رساندكه درگذشته بهبخشهايىازآن پرداختيم.
و - ناخالصى نيّت
ازجملهصفات ضرورى، وارستگىاز مطامع مادى و محدود شدن در اجردنيوىاست. تاريخ رسالت پيامبرانِ خدا نشان مىدهد كه آنها شعارشان اين بود: وَ مٰا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ إِنْ أَجْرِيَ إِلاّٰ عَلىٰ رَبِّ الْعٰالَمِينَ. 1
دست مزدى مى نخواهيم از كسى
دست مزد ما رسد از حق بسى
حال اگر امر تبليغ، كه يك وظيفۀ مقدس الهى است، با انگيزۀ مادى و كسب منافع دنيوى همراه باشد، روح معنويت را از دست مىدهد و تبليغ را كم اثر يا بى اثر مىسازد.
افزون بر اين، اگر چشمداشت مادى انگيزۀ تبليغ شد، مبلّغ خود را در چهارچوب خواست ديگران محدود ساخته و رسالتش را به درستى انجام نخواهد داد. همانگونه كه سرگذشت برخى از محدثان و عالمان دين فروش، كه قرآن نيز بدان اشاره دارد، در اين نقطه ضعيف ريشه دارد.
اميرمؤمنان عليه السلام دربارۀ برخى عالمان مىفرمايد:
«وَ مِنْهُمْ مَنْ يَطْلُبُ الدُّنْيَا بِعَمَلِ الآخِرَةِ وَ لاٰ يَطْلُبُ اْلآخِرَةَ بِعَمَلِ الدُّنْيَا قَدْ طَامَنَ مِنْ شَخْصِهِ»؛ 2 «برخى از آنها دنيا را با اعمالى كه براى آخرت است طلب مىكنند و آخرت را با اعمال دنيا نمىطلبند. و اين تجارت زيانبارى است...»
از سوى ديگر، هرگاه مبلّغ، براى رساندن پيام الهى مزد مادى طلب كند، از وزانت و شخصيت او در نگاه مردم مىكاهد و اعتماد نسبت به او ضعيف مىگردد كه اين خود آفت تبليغ و تبديل شدن آن به ضدّ تبليغ است.