199آنچه در توضيح تكلّف و تعنّت در روايات آمده، براى مبلّغان و خطيبان شايان توجه است. برخى سخن سرايان تنها در بند الفاظ و عباراتاند و به مفاهيم و معانى كه لُبّ و مغز كلام است كمتر توجه دارند، سخن زياد مىگويند و پيام مفيد كمتر دارند اينگونه سخن گفتن، نه تنها با روح پيام رسانى در تضاد است كه مستمع را خسته و دل زده مىكند، بدون اينكه محتواى سودمندى در اختيار او بگذارد. بنابراين، بهتر آن است كه خطيب از لفّاظى و تصنع در عبارات بپرهيزد و بيشتر به مفاهيم و معانى بينديشد تا رابطهاش با مستمع صميمىتر و منطقىتر باشد و از فرصتها بهتر بهرهبردارى كند. خطابههاى پيامبر و اميرمؤمنان و كلمات معصومين، بهترين سرمشق است. سخنان آن پيشوايان گرامى، در عين زيبايى و شيوايى و فصاحت و بلاغت، واژه واژهاش دقيق، معنا دار و پرجاذبه است.
در عصر ما سخنان و پيامهاى امام خمينى قدس سره بيشترين تأثير را بر دلها داشت؛ چرا كه روان و به زبان مردم و دور از تصنعات ادبى و واژههاى نامأنوس براى تودههاى مردم بود. ادبا سخن بىمحتوا را به طنبور ميانتهى تشبيه كردهاند. سعدى گويد:
سراسيمه گويد سخن بر گزاف