170پيغمبر گفتهاند:
«وَكٰانَ أَوْجَزُ النّٰاس كَلاٰماً وَبِذٰلِكَ جٰاءَ جَبْرَئِيلُ وَكٰانَ مَعَ الإيجٰازِ - يَجْمَعُ كُلَّ مٰا أرٰادَ وَ كٰانَ يَتَكَلَّمُ بِجَوٰامِعِ الكَلِمِ لاٰ فُضُولَ فِيهِ وَلاٰ تَقصيرَ، كَلامٌ يَتْبَعُ بَعْضُهُ بَعْضاً، بَيْنَ كَلاٰمَيْهِ تَوَقَّف يَحْفَظ سٰامِعَهُ وَ يَعِيَهُ وَ كٰانَ جَهِيرُ الصَّوْتِ أحْسَنُ النّٰاسِ نَغْمَةً». 1
«از همۀ مردم كوتاهتر سخن مىگفت و اين دستورى بود كه جبرئيل آورده بود و با ايجاز و كوتاهى تمام مقصود خود را مىرساند و جامعترين سخنان را ايراد مىكرد، نه زياده مىگفت و نه كم مىگذاشت.»
از بررسى خطابههاى پيشوايان ما چنين استفاده مىشود كه طول دادن خطابه در صدر اسلام معمول نبوده است. خطابههاى پيامبر خدا صلى الله عليه و آله و ائمه معصومين عليهم السلام نشان مىدهد كه آن بزرگواران كمتر به خطبۀ طولانى مىپرداختند و بهجز چند خطبه، چون خطبۀ الغدير رسول اللّٰه صلى الله عليه و آله و برخى خطابههاى اميرالمؤمنين چون «قاصعه» ، خطابهها كوتاه و در عين حال پرمحتوا و سرشار از هدايت و حكمت بوده است و اين براى مبلّغان بايد اسوه باشد. همچنين توصيههاى آنان نيز از اختصار كلام و پرهيز از سخن طولانى و ملالتآور، ستايش شده است. از سخنان نبى گرامى صلى الله عليه و آله است:
«لَيْسَ الْبَيٰانُ كَثْرةُ الْكَلامِ وَ لٰكِن فَصْلٌ فِيمٰا يُحِبُّ اللّٰهُ عَزَّوَجَلَّ». 2
بيان به زيادهگويى نيست بلكه گفتارى است كه جان مطلب را در آنچه مورد پسند خداوند بزرگ است، برساند.»