165خطابه را از ديدگاه عرف سه قسم كردهاند: «دينى»، «اجتماعى» و «سياسى» ودر تقسيمات ارسطو از سه عنوان «مشورتى، تثبيتى و مشاجرى» نام برده شده كه هر يك مقامى خاص دارد و عنوان «سياسى، اخلاقى و قضايى» به آن داده شده است. 1
نخستين امر مهم براى خطيب، تعيين موضوع مناسب و مورد نياز مخاطب است و آنگاه تفكّر و انديشه دربارۀ اينكه چگونه وارد بحث شود، به چه شكلى مطالب را طبقهبندى كند و آيا سخنش را با مقدمه آغاز كند و به تحليل و بيان بپردازد؟ چه موارد و دلايلى را بهكارگيرد تا بهنتيجهگيرى نزديك شود؟
سخنورى كه موضوع سخن خود را هنگام سخنرانى انتخاب كند و هر آنچه بر زبانش جارى شد القا نمايد، سخنور لايق و شايستهاى نيست؛ زيرا هم وقت خود را تلف كرده و هم وقت شنوندگان را كه بخشى از عمرشان را در اختيار او نهادهاند و اين خالى از مسؤوليت نيست. 2 سخن گفتن از روى تدبّر در همه حال، از نشانههاى ايمان و ويژگىهاى مؤمن بهشمار آمده و روايات در اين خصوص فراوان است.
على عليه السلام مىفرمايد:
«...الْمُؤْمِنَ إِذَا أَرَادَ أَنْ يَتَكَلَّمَ بِكَلاٰمٍ تَدَبَّرَهُ فِي نَفْسِهِ». 3