106كه از «باب بَنىشَيْبه» وارد مىشود، در اين باره حكم كند، در آن حال پيامبر صلى الله عليه و آله كه در آن زمان او را به عنوان جوانى امين و درستكار مىشناختند و هنوز به پيامبرى مبعوث نشده بود وارد شد، از او راهنمايى و كمك خواستند، پيامبر صلى الله عليه و آله دستور داد: پارچهاى آوردند، حجرالاسود را ميان آن گذاشتند و فرمود: رؤساى هريك از قبايل گوشۀ آن را بگيرند و بلند كنند، وقتى حجرالاسود مقابل محلّ نصب رسيد، خود حضرت آن را برداشت و در محلّى كه خداوند متعال تعيين كرده بود، نصب نمود. 1
تاريخ اين تجديد بناى كعبه و نصب حجرالاسود را، برخلاف آن چه «كلينى» سى سال قبل از بعثت پيامبر صلى الله عليه و آله روايت كرده، سخن مسعودى، كه آن را پنج سال قبل از بعثت ذكر كرده 2 صحيحتر به نظر مىرسد.
همچنين در روايت آمده، وقتى حجاج بن يوسف ثقفى (متوفاى 95 ه .) تجديدبناى كعبه را به پايان رسانيد، از حضرت على بن الحسين عليهما السلام تقاضا كرد، حجرالاسود را در محلّ خود نصب كند و آن حضرت اين عمل را انجام داد. 3
استلام حجرالاسود
نسبت به حجرالاسود، كه سنگ بيضى شكل بهشتى معرفى شده 4 غير از اين كه طبق روايت، نگاه كردن به آن مورد سفارش قرار گرفته 5 زائرين،