88مناصبى مذهبى مىباشند بنمايند. پس از آن كه شريف عبدالمطلب كه از خاندان زيديه بود، براى بار سوم و پس از كشته شدن شريف حسين به شرافت مكه رسيد روابط ميان او و حاكم تيرهتر و قدرت واقعى خود را در دست گرفت، اين وضعيت مسؤولين باب عالى را به تفكر دربارۀ محدود نمودن او واداشت، از اين رو در ماه اكتبر سال 1881 ميلادى فرمانده لشگر جديدى به نام عثمان نورىپاشا براى مكه تعيين شد و حاكم پيشين مكه عزّت پاشا نيز تحت فرمان او قرار گرفت، اين دو با نقشۀ ماهرانهاى توانستند كاخ شريف عبدالمطلب را محاصره نموده و فرمان عزل او را به وى ابلاغ نمايند و آنگاه او را دستگير و به طائف برده و پس از بركنارى شريف عبدالمطلب، باب عالى شريف عون را كه عمرش 50 سال بود به شرافت مكه منصوب نمود، اين شريف برغم افكار تجدد طلبانۀ خود، ميل به انزوا و گوشهگيرى و دورى از مسائل و بحثهاى سياسى داشت، ليكن حاكم عثمانى مكه آن قدر بر نفوذ و سلطه خود توسعه داد كه سبب گرديد حتى شريف مكه از انجام وظايف رسمى محوله به او عاجز گردد، و اين امر موجبات دلسردى و نفرت خانواده شرفاى مكه و اطرافيان شريف شد و در نهايت و در اثر استيصال شريف عون دست به اقدامى زد كه پيش از او هيچ شريفى اين كار را نكرده بود، بدين گونه بود كه شريف تصميم گرفت خود و تمامى خانوادهاش و گروهى از شرفاى مكه و اطراف آن و قاضى شافعى مكه و گروهى از علما، مكه را به سوى مدينه ترك كنند. اين مهاجرت عجيب و بدون آگاهى مقامات عثمانى در مكه، در شبى تاريك انجام گرفت وهمگى مكه را به سوى مدينه رها نموده و از آنجا پيكهايى به دربار عثمانى فرستادند و انزجار و نفرت خود را از حاكم عثمانى به گوش باب عالى رساندند و اعلام نمودند تمامى مهاجرين تا هنگامى كه حاكم عثمانى در