81وى مىگويد: هنگامى كه هزاران سياه و حبشهاى براى بردگى به كشورهاى اسلامى آورده مىشوند، آنگاه كه به ياد سرزمين و زادگاه خود مىافتند اين حقيقت براى آنان آشكار مىشود و هرگز آرزوى بازگشت به موطن خود را نمىكنند، بدينجهت به كشورهاى اروپايى توصيه مىكند كه تجارت برده را با راههايى غير از نيروى نظامى و ناوهاى جنگى از ميان بردارند و اين راه عبارت است از آموختن زندگى و ارزش آن به آفريقاييان تا بدين وسيله اين تجارت منفور از ميان برداشته شود.
هورغرونيه در بخش ديگرى از سفرنامۀ خود به چگونگى استفادۀ مادىِ اهالى مكه از حجاج دارد. او نخست به آلشيبه كه كليدداران كعبه هستند اشاره كرده و مىنويسد: در اين روزگار افراد اين خانواده، از راه فروش قطعههاى پردۀ كعبه، كه از سالهاى گذشته باقى مانده است و همه ساله تجديد مىشود، ارتزاق مىنمايند، علاوه بر اين، درآمدهايى نيز از راه اجازۀ وارد شدن حجاج به داخل كعبه دارند و همانگونه كه معروف است درب كعبه در روزهاى 10 محرمالحرام و 27 رجب و 15 شعبان هر سال به روى حجاج گشوده مىشود. علاوه بر اين موارد، در برخى از روزهاى ماه رمضان و ماههاى حج نيز حجاج مىتوانند داخل كعبه شوند و همچنين با پرداخت مبالغ هنگفتى از سوى برخى از ثروتمندان عرب، آلشيبه درب كعبه را مىگشايند. از مراسم گشايش درب كعبه برخى از خواجگان حرم نيز سود مىبرند.
هورغرونيه از گروهى كه به سقايت حجاج مىپردازند، با نام «الزمزميين» ياد كرده و چنين مىگويد: سقايت و آبيارى حجاج از ديرباز در دست بنىالعباس بوده و اين سمت را از يكديگر به ارث مىبردهاند، از اين رو آنچه در رابطه با چاه و آب زمزم بوده در دست اين خاندان است. ليكن