57به دست آورند. بورخارت سپس به توصيف كاروانهاى حجاج، كه از سرزمينهاى اسلامى - بويژه مصر و سوريه - به مكه مىآيند، پرداخته و مىگويد: از ديرباز و از هنگامى كه خلفا از بغداد به همراه كاروان حجاج به مكه مىآمدهاند، همواره كاروان سورى از با عظمتترين كاروانها بوده است.
كاروان حج شام معمولاً از استانبول حركت مىكند و در مسير خود به سوى دمشق حجاج شهرهاى استانبول و سوريه را جمع نموده، و آنگاه وارد دمشق مىشود و چندين هفته را در آنجا به استراحت مىپردازد. در طول مسير كاروان، از استانبول تا دمشق همهگونه وسايل ايمنى و سلامتى كاروان به اجرا گذاشته مىشود، و گروهى از سربازان به دستور حاكمان شهرها اين كاروان عظيم را از شهرى به شهر ديگر همراهى مىكنند، و در ايستگاهها و خانهاى ميان راه، حجاج با حوضها و بركههاى پر از آب روبرو مىگردند. اين حوضها معمولاً از سوى پادشاهان گذشته به منظور رفاه حجاج ساخته شده است. كاروان در هر شهرى با شادى وهلهلۀ مردم روبرو مىگرديد. هر كاروان تعداد زيادى چارپا، بويژه شتر به همراه خود داشت.
بورخارت مىگويد: در سال 1814 ميلادى تعداد حجاج كاروان شامى بالغ بر 5000 نفر بوده است، ليكن تعداد شتران همين كاروان 15000 رأس بوده است. بورخارت به نقل از مورخى به نام «فاسى» روايت مىكند كه در سال 631 ه . مادر المستعصم باللّٰه - آخرين خليفۀ عباسى - به سفر حج رفت. و كاروان همراه او داراى يكصد و بيست هزار شتر بوده است.
همچنين در سال 97 ه . هنگامى كه سليمان بن عبدالملك - خليفۀ اموى - به حج رفت 900 شتر را براى نقل و انتقال وسايل شخصى خود به استخدام درآورد. همچنين فاسى روايت كرده است كه خليفۀ عباسى المهدى، در سال 160 ه . به سفر حج رفت و مجموع هزينۀ سفر او بالغ بر سى ميليون