80نشتابد و يا براى نجات تو اقدام كند ولى سودمند نباشد».
تماشاگرانِ صحنه، امام عليه السلام را ديدند كه جسد بىجان قاسم را بر سينۀ خود چسبانيده، در حالى كه پاهاى قاسم بر زمين كشيده مىشد، به دارالحرب برد و در كنار نعش على اكبر عليه السلام نهاد و بانگ برآورد: «صَبْرَاً يٰا بَني عُمُومَتي، صَبْرَاً يٰا أَهْلَ بَيْتي!»؛ 1 «هان، اى پسر عموهايم ! و اهلبيت من ! در برابر اين داغ جانسوز صبور باشيد».
اينگونه تسليت را امام عليه السلام در مصيبت هيچكس جز قاسم ابراز ننموده است. در ضمن از اين كلام به دست مىآيد كه مصيبت اين نوجوان دلاور براى امام عليه السلام و اهل بيت ايشان بسيار سخت و جانسوز بوده است.
عروسى قاسم
برخى از مورّخان و نيز بعضى از تعزيهگردانانِ كم اطلاع، از عروسى قاسم در كربلا خبر مىدهند كه البته در اين باره ديدگاه ضد و نقيضى به چشم مىخورد از جمله:
نظريۀ علاّمه شهيد مطهّرى قدس سره
علاّمۀ شهيد مطهرى رحمه الله گويد بعضى نوشتهاند: همان وقت امام عليه السلام فرمود: حجلۀ عروسى راه بيندازيد، من آرزو دارم...، شما را به خدا بنگريد چه حرفهايى گاهى از زبان افرادى كه سطح معلوماتشان در حدى بسيار پايين است مىشنويم كه مىگويند:
آرزو دارم عروسى پسرم را ببينم، عروسى دخترم را ببينم، اين نوع گفتار را به فردى مثل حسينبن على عليهما السلام نسبت مىدهند...!
از جمله چيزهايى كه از تعزيه خوانىهاى قديم ما جدا نمىشود، عروسى قاسم341،