81نوكدخدا؛ يعنى، تازه داماد است كه در هيچ كتابى از كتابهاى تاريخى معتبر وجود ندارد.
حاجى نورى مىگويد: ملاّ حسين كاشفى اوّل كسى است كه اين مطلب را در كتابى به نام «روضةالشهدا» نوشته است... اصل قضيه صد در صد دروغ است . 1
نظريۀ علاّمه شعرانى
علاّمه شعرانى در كتاب «دمعالسجوم»، در ترجمۀ كتاب معروف «نفسالمهموم» مىنويسد: ... اگر تزويج قاسم، بهطورى كه مشهور است، صحيح باشد، بايد يكى از دو احتمال را قبول كرد:
اوّل: حضرت سيدالشهدا دختر ديگرى داشت به نام فاطمه، غير از آن كه به عقد حسن مثنى درآورده بود، چون مسلّم نيست كه دختران آن حضرت منحصر به فاطمه و سكينه بوده است. لذا در «كشفالغمه» 2 از كمالالدين ابن طلحۀ شافعى نقل كرده كه مىگويد: امام عليه السلام چهار دختر داشت: سكينه، فاطمه، زينب 3 و چهارم را نام نبرده است و ابنشهرآشوب مىگويد: و امام عليه السلام سه دختر داشت.
دوّم: دخترى كه بهتزويج قاسم درآمده، نام ديگرى داشته است و به غلط بعضى روات، فاطمه گفتهاند و اگر تزويج حضرت قاسم را صحيح ندانيم بايد بگوييم همان تزويج حسن مثنى با قاسم اشتباه شده است؛ مثلاً يكى از روات در كتابى قصّۀ فاطمه نو عروس را با تازه داماد كه پسر امام حسن عليه السلام باشد خوانده و در ذهن خود پسر امام حسن عليه السلام را با قاسم منطبق دانسته و همانطور نقل كرده است [ او سپس يادآور مىشود: ] بهنظر ما هيچ علتى ندارد كه تزويج قاسم را انكار كنيم، چون ملا حسين كاشفى در روضةالشهدا نقل كرده است او مردى جامع و عالم و متبحّر بوده و در شهر هرات مىزيسته و معاصر با صاحب روضةالصفا و امير على شير وزير علم دوست بوده است و