79
وجهه شقّ قمر و عليه قميص وازار وفي يده سيف حسام قاطع وهو يرتجز ويقول:
انْ تنكروني فأنا فرع الحسن
او با حماسهاى چشمگير و بىاعتنايى ويژهاى نسبت به عِدّه و عُدّۀ خصم، وارد ميدان شد. بى اعتنايى وى از نوع لباسش كاملاً پيدا بود. در اولين برخوردِ خود، رشادت و شجاعت تحسينبرانگيزى از خود بروز داد. مردى كه گفته مىشد با هزار سوار برابرى مىكرد را مورد تهاجم قرار داد و او را از پاى درآورد. 2 قاسم در ادامۀ حماسهآفرينى خود 35 تن را به خاك و خون انداخت . 3 و به روايتى 70 نفر از آن ستمگران را كشت.
شهيد بزرگوار مطهرى رحمه الله مىنويسد: حدود دويست تن از سپاه عمربن سعد، قاسم را محاصره كردند. 4
وضعيت بهگونهاى پيش آمد كه ناگهان فرياد «يا عَمّٰاه» ؛ از قاسم بهگوش حسين عليه السلام رسيد و امام بىدرنگ خود را به كنار او رساند ولى جنگ آنچنان مغلوبه شد كه به گفتۀ برخى از وقايع نگاران، بدن آن جناب زير سم اسبهاى رزمىِ دشمن قرار گرفت. 5
امام عليه السلام وقتى به بالين قاسم رسيد كه او در حالت جان دادن بود و پاهاى خود را بر زمين مىساييد. ديدن اين منظره براى امام عليه السلام بسيار سخت بود؛ ازاينرو، با اندوه خاصى فرمود: «عَزَّ وَ اللّٰهِ عَلىٰ عَمِّكَ أَنْ تَدْعُوهُ فَلٰا يُجيٖبُكَ، أَوْ يُجيٖبُكَ فَلٰا يَنْفَعُكَ صَوْتُهُ...»؛ 6 «به خدا سوگند براى عموى تو دشوار است كه او را بخوانى و به يارى تو