54
و اللّٰه إن قطعتُمُ يميني
«بهخدا سوگند كه اگر دست راستم قطعكنيد، پيوسته از دينم حمايت خواهمكرد.
و نيز از امامم حمايت مىكنم كه به يقين صادق و از دودمان پاك پيامبر امين است»
عباس همچنان به نبرد خود ادامه مىداد تا اينكه به جهت خونريزى شديد، ضعف بر او عارض شد. ناگاه شخصى به نام حكيمبن طفيل از كمينگاه بيرون آمد و دست چپ او را از ساعد 2 و به قولى از بند 3 جدا ساخت. در آن هنگام حضرت چنين زمزمه كرد: يا نَفَس لا تَخْشَ مَنَ الْكُفّار وَ أبشري برحمة الجَبّار
«اى نفس، از كفار خوف و انديشه مكن و مژده باد تو را رحمت پروردگار.»
او مشك آب را به دندان گرفت و كوشيد تا آب را به لب تشنگان برساند، اما ناگهان تيرى به مشك آب اصابت كرد . 4 و آب آن فروريخت و اين مسأله براى عباس بسيار سنگين بود.
عمان سامانى مىگويد:
بس فرو باريد بر او تيغ تيز
مشك شد بر حال زارش اشكريز
و اين مسأله عباس عليه السلام را بسيار آزرد. تيرهاى دشمن از هرسو به طرف او فرو مىباريد. در چنين وضعى، ناگهان عمودى آهنين برفرق مباركش فرود آمد 5 و تيرى بر