331و گفت: «يٰا حَمْزَةَ إِنَّ اْلأَمْرَ الَّذِي كُنْتَ تُقٰاتِلُنٰا عَلَيهِ بِاْلأَمْسِ، قَدْ مَلكْنٰاهُ الْيَوم، وَ كُنّٰا أَحَقّ بِهِ مِنْ تَيمٍ وَ عَدِيّ...»؛ «اى حمزه، ما وارث حكومت همان دينى شديم كه جهت موفقيت آن با ما مىجنگيديد، ديروز با جنگ قدرت آن را از دست ما خارج ساختيد، ليكن امروز بار ديگر برشما پيروز شديم و قدرت شما را نابود كرديم...» 1
معاويه كه ظاهر فريبندهاى داشت، بهگونهاى عمل مىكرد كه باعث رسوايى خود و اطرافيان نشود و چهرۀ خود را فاش نسازد، ليكن يزيد اهل رعايت نبود و حفظ ظاهر نمىكرد و حتى دستورالعمل معاويه را ناديده مىگرفت، تا آنجا كه معاويه از يزيد خواست چنانچه برحسين عليه السلام پيروز گشت، وى را بهخاطر قرابتى كه با رسول خدا صلى الله عليه و آله دارد، به قتل نرساند؛ «يٰا يَزِيد إِنَّكَ إنْ تَظْفَرْ بِالْحُسَين فَلاٰ تَقْتُلْه، وَاذْكُرْ فِيهِ الْقَرٰابَةَ مِن رَسُولُاللّٰهِ». 2 اما يزيد به اين توصيۀ پدرش عمل نكرد.
بنابراين، براى امام حسين عليه السلام راهى جز دست يازيدن به قيام خونين وجود نداشت و اين تنها راهى بود كه مىتوانست تقابل ميان حق و باطل را آشكارتر و شعلهورتر سازد و اهل باطل و سردمداران آن را به سقوط نزديكتر كند.
پرسش 7 : حكومت نامشروع در نگرش اسلامى كدام است؟!
پاسخ : بيان كوتاه، معروف و پر ارج امام هفتم عليه السلام حقيقت مورد نظر را به بهترين وجه بازگو مىكند كه فرمودند:
«اِنَّ للّٰهِِ عَلَى النّاسِ حُجَّتَيْنِ، حُجَّةٌ ظٰاهِرَةٌ وَحُجَّةٌ بٰاطِنَةٌ، فَاَمَّا الظّاهِرَةُ فَالرُّسُلُ و اْلأَنْبِياءُ وَ الأَئِمَّةُ، وَ امَّا الْبٰاطِنَةُ فَالعُقُولُ». 3
«البته از سوى خدا، در ميان مردم، دو رهبر و حجت الهى وجود دارد؛ رهبرى ظاهرى و رهبرى باطنى؛ رهبر ظاهرى، رسولان، انبيا و امامان معصوم عليهم السلام