263
در مجلس عبيداللّٰه
در مجلس عبيداللّٰه، وقتى آن شقاوت پيشه با عصا روىلبهاى حسين عليه السلام مىكوبيد، زيدبن ارقم 1 لب به اعتراض گشود و گفت: دست بردار! به خدا قسم من با چشم خود ديدم كه لبهاى پيامبر صلى الله عليه و آله بر روى اين لبها قرار مىگرفت و آن را مىبوسيد.
سپس خود گريه كرد. ابنزياد به وى گفت: خدا ديدهات را بگرياند، اگر پيرمرد نبودى الآن گردنت را مىزدم. زيد از جاى برخاست و خارج شد. 2
گريۀ زيد و خروج اعتراضآميز او، نشانۀ اعتراض عليه دستگاه اموى بود. او در حالى كه از مجلس بيرون مىرفت مىگفت: «از امروز شما برده خواهيد شد. اى گروه عرب، فرزند فاطمه را كشتيد و پسر مرجانه را رييس خود كرديد. او كسى است كه بهترين شما را مىكشد و بدترين شما را به بردگى خويش در مىآورد.» 3
3 - اعتراض مردم شام
الف - در مجلس رسمى يزيد
يكى از رجال برجستۀ رومى، كه بهعنوان سفير دولت روم در مجلس يزيد حاضر بود، از او پرسيد: اى پادشاه عرب، اين سر از كيست؟
يزيد گفت: تو را بدين سر چه كار؟
سفير گفت: چون به كشور خود بازگردم، بايد پادشاه را از جريان آگاه سازم.