181آنچنان بىتاب شد كه برزمين افتاد. امام عليه السلام برخاسته، روى خواهر خود زينب آب پاشيدند و او را بههوش آوردند و فرمودند: « (خواهرم!) همۀ ساكنان زمين مىميرند و همۀ اهل آسمان از بين مىروند و همه چيز فانى مىشود، جز پروردگار متعال، پدرم، مادرم، برادرم كه بهتر از من بودند، از دنيا رفتند و پيامبر اسوۀ من و تمام آنان است.» 1
آنان كه مال ديگران بر ذمّه دارند از لشكر من جدا شوند
امام عليه السلام و يارانش، چون آب در خيمهها ناياب شد، نماز صبح عاشورا را با تيمّم و به جماعت برگزار كردند. 2 و پس از نماز، حضرت خطبهاى كوتاه فرمودند:
«أشْهَدُ أنَّهُ قَدْ أذِنَ فِي قِتَالِكُمْ فَاتَّقُوا اللّٰهَ وَ اصْبِرُوا» 3
سپس صفوف ياران خود را براى جهاد در راه خدا مرتّب كرد 4 و دستور داد منادى در ميان ياران ندا دهد و به آنان بگويد: «هركس مال ديگران را بر ذمه دارد، از لشكر من جدا شود». 5
خاطرۀ صفّين در كربلا
عصر روز دوّمِ محرمالحرام، كاروان عاشورا، به سرزمين كربلا قدم نهاد. امام عليه السلام با ديدۀ ملكوتى و حقيقت آشناى خود، به آيندۀ كاروان و كربلا نظرى افكند و فرمود: