182«اينجا، جايگاه گرفتارىها و مشكلات است. اينجا سوارهها، زمينگير خواهند شد. اينجا محلّ بارانداز ما است، قتلگاه مردان ما و محل ريختن خون هاى ما است.» 1
امّ كلثوم عليها السلام - خواهر امام حسين عليه السلام - گفت: زمين خوفناكى است. دلم در اضطراب است! امام به او نگريست و خاطرهاى را اينگونه بيان كرد:
«هنگامى كه در ركاب پدرم به صفّين مىرفتيم، در راه (همينجا) بارانداز كرديم.
پدرم كه در كنار برادرم - حسن عليه السلام - قرار داشت، اندكى به خواب رفت، سپس بيدار شد؛ ولى مىگريست! برادرم راز گريۀ ايشان را جويا شد. پدرم پاسخ داد: در خواب ديدم كه اين صحرا، دريايى از خون است و حسين من در ميان آن دست وپا مىزند، ولى كسى به فرياد او نمىرسد! در اين هنگام، پدرم به من نگاه كرده، گفت: «كَيْفَ تَكُونُ يَا أبا عَبْدِاللّٰه إذٰا وَقَعَتْ هٰيهُنٰا الْوٰاقِعَةُ؟» ؛ «چه خواهى كرد اى اباعبداللّٰه ! در صورت وقوع آن واقعه؟» گفتم: «صبر مىكنم»
نفرين امام
پيش از آغاز نبرد، آنگاه كه سپاه عمربن سعد مهيّاى جنگ شدند، امام عليه السلام برير بن خضير را براى نصيحت دشمنان، به جانب آنان فرستاد، ولى آنان گوش به موعظهها و تذكّرات وى ندادند. بعد از او خود امام، سوار بر ناقه و به قولى، سوار بر اسب خود شد و در مقابل لشكر دشمن حضور يافت. خطبهاى خواند و آنان را نصيحت كرد، رهنمود داد، و سرزنش نمود و (آنگاه كه آنان را غرق در غفلت يافت) فرمود:
«اى بردگان امّت، اى جمعيت ويژه (تافتۀ جدا بافته)، اى پاره كنندگان قرآن، اى تحريفگران حقيقت، اى بقاياى گناهان، اى باد دهن شيطان، اى نابود كنندگان سنّتها، آيا اين قوم (يزيد و يارانش) را كمك و حمايت مىكنيد و ما را تنها مىگذاريد؟
«اين آدم بدكاره، پسر بدكار مخيّرم كرد ميان مرگ و ذلّت و البته زير بار ننگ و