112حضرت حرّ اسم پسر و برادر و پسرعموهاى او كه در كربلا به شهادت رسيدهاند، به چشم مىخورد.
خاطرههاى حرّ
نقل كردهاند كه خطاب به سيد الشهدا عليه السلام گفت: وقتى عبيداللّٰه زياد مرا جهت سدّ راهورود شما، به كوفه مأمور كرد، از پشت سر صدايى شنيدم كه مىگفت: اى حر، عاقبتت به خير باد! وقتى كه به طرف صدا نگريستم، كسى را نيافتم، پيش خود انديشيدم كه سد كردن راه امام عليه السلام بشارت به خير نيست 1 با خود گفتم اين منادى جز شيطان نخواهد بود.
امام عليه السلام به او فرمودند: «أبْشِرْ يا حرّ بِالْجَنَّةِ فَاحْمِدِاللّٰه الَّذى وَفَّقَكَ فَإِنَّ الْمُنٰادِي كٰانَ الْخِضْرُ النَّبِيّ»؛ 2«اى حر، تو را بشارت باد به بهشت! حمد و سپاس خدا گوى؛ زيرا آن منادى خضر پيامبر بود».
حرّ همچنين مىگويد: همان روزى كه از كوفه بيرون آمدم، پدرم را در خواب ديدم كه گفت: اين روزها دست به چه كارى مىزنى؟ پاسخ دادم در آستانۀ گرفتن راه حسينم، پدرم گفت: واويلا ! تو را با حسين چه كار؟ 3 انتظارم از تو اين است همانگونه كه نخستين كسى هستى كه بر ضدّ او خروج مىكنى، نخستين كسى باشى كه در ركاب وى فداكارى مىكنى و به شهادت مىرسى. 4
زمان شهادت
بعضى حرّ را نخستين شهيد روز عاشورا 5 و گروهى اوّلين شهيد پس از شرفيابى به