108به تو نزديكتر است تا عملى شدن اين منظور.
سپس امام عليه السلام به ياران خود دستور حركت داد، حرّ مانع شد امام عليه السلام فرمود: مادرت به عزايت بنشيند از ما چه مىخواهى؟!
حرّ گفت: هركس از مادرم اين چنين ياد مىكرد من نيز مقابله به مثل مىكردم ولى چه كنم كه مادرت زهرا است كه جز به نيكى نمىتوان از او ياد كرد... و افزود: من دستور جنگ ندارم، پيشنهاد مىكنم كه بازنگردى و به سوى كوفه هم نروى، پس راه سوّمى را در پيش گير تا پاسخ نامهام از سوى عبيداللّٰه برسد.
طبرى در تاريخ و نيز ابناثير در الكامل 1 يادآور مىشوند كه: امام آن خطبۀ معروف خود را كه در آن آمده است: «... مَنْ رأىٰ سُلْطاناً جٰائِراً...» در اينجا ايراد كرد و نيز آن شعر معروف خود «سَأَمضي وَ مٰا بِالْمَوت عٰارٌ عَلَى الْفَتىٰ» را در اينجا سرود.
* * *
ممكناست كسىبپرسد چرا امام عليه السلام دست به شمشير نبرد؟ پاسخ اين پرسش روشن است. امام عليه السلام نمىخواست آغازگر جنگ باشد از اين رو وقتى زهيربن قين در اولين لحظههاى ورود به كربلا به امام گفت: چه بجاست كه با اين گروه پيش از رسيدن سپاه كوفه پيكار كنيم امام عليه السلام به او فرمود: من آغازگر جنگ نخواهم بود 2 و نيز پيشتر اشاره شد كه در صبح عاشورا مسلمبن عوسجه به امام گفت: شمر در تيررس من است، اگر اجازه دهى وى را هدف قرار دهم، امام فرمود: من دوست ندارم كه آغازگر جنگ باشم.
امام عليه السلام به حركت خود ادامه داد تا به سرزمين كربلا رسيد و بارانداز نمودند.
* * *
جامِ وصال
اختلافى كه ميان صاحبنظران وجود دارد، اين است كه حرّ چه زمانى به امام روى آورد و جام وصال سركشيد، خواندمير در تاريخ «حبيبالسير» مىنويسد: صبح عاشورا،