50
يا على، هر كه حج را تأخير اندازد تا بميرد، خدا در روز قيامت، او را يهودى يا نصرانى بر مىانگيزد (با يهود و نصارى محشورش مىگرداند.)
تارك حج در قيامت، نابينا خواهد بود
«قال : سألت ابالحسن عليه السلام عن قول الله تعالى و من كان في هذه أعمى فهو في الآخرة اعمى و اضل سبيلا، فقال : نزلت فيمن سوف الحج حجة الاسلام و عنده ما يحج به فقال العام احج العام احج حتّى يموت قبل ان يحج». 1
راوى مىگويد: از امام عليه السلام سؤال كردم از آيۀ شريفه
وَ مَنْ كٰانَ فِي هٰذِهِ أَعْمىٰ
تا آخر آيه يعنى هر كه در اين دنيا نابينا باشد در آخرت نيز نابينا خواهد بود و گمراهتر (مقصود راوى اين بوده كه آن نابينايى در دنيا كه مستوجب نابينايى در آخرت است، كدام است). امام فرمود: اين آيه دربارۀ كسى نازل شده است كه حجّ واجب و حَجّةالاسلام را با داشتن مال و استطاعت تأخير بيندازد و بگويد امسال حج مىروم و امسال حج مىروم (چندان امسال و امسال كند)، تا بميرد پيش از آنكه حج بجا آورد (اين آدم است كه هم در دنيا كور است و هم در آخرت كور است.)
5- حج، مايۀ قوّت دين است
«فرض الله ... و الحج تقوية للدّين ». 2
«و حج را (خدا واجب كرده) تا موجب قوّت دين باشد.»
بديهى است، هر بنيه و سازمانى كه به اقتضاى طبيعت اين عالم، بر اثر عوامل مُضعف، رو به ضعف و سستى برود، احتياج به عامل تقويت دارد تا ضعف آن را جبران كند و به حال اوّلش برگرداند. دين هم كه سرمايۀ سعادت دو جهانى انسان است، بر اثر تبليغات سوء بيگانگان از خارج، و طغيان تمايلات و شهوات از داخل و فراهم بودن زمينه براى اجراى هوسها و تمنّيات نفس، از طريق مؤسّسات دعوتكنندۀ به گناه، قهراً