123سراسر زندگيش عطا فرمايد.
مىبينيم كه يك زن باايمان كه در دودمان نبوّت، تربيت يافته و درس توحيد و اتّكال به حق، از مكتب وحى آموخته است، يك روز، از خود صبر و ثباتى عجيب نشان مىدهد و فشار سنگين امتحان خدايى را تحمّل مىكند و جز تضرّع به خدا و استغاثه از درگاه خدا، چيزى نمىگويد و كارى نمىكند تا عاقبت، خود و فرزندش، به طور خارقالعادهاى به حيات نوين و شادابى و طراوت مجدّد مىرسند و از بركت ايمان و اخلاص آن بانوى عظيمالشأن، تا روز قيامت، جمعيتها در اثر تجديد خاطرۀ توحيدى او، بهشرف تقرّب به خدا، مشرّف مىشوند و به فيض عظيم جنّت و رضوان ابدى، نايل مىگردند.
هم عمل سعى و رفتوآمد آن بانوى باايمان، بين دو كوه مروه و صفا، يك شعار دائمى الهى براى حجّاج بيتاللّٰه شد، و هم آن مكان، مكانى كريم و مشهدى عظيمالقدر شد؛ مكانى كه همه ساله در موسم حج، علاوه بر ساير ايّام سال كه عبادت عُمره انجام مىشود، شاهد صدها هزار جمعيتهاى مُحرِم سفيدپوش است كه همچون سيل جوشان و خروشان بين آن دو كوه، در رفتوآمدند، در حالى كه دلها از حبّ خدا و اميد به كرم و رحمت بىمنتهاى خدا، به هيجان آمده و زبانها به ذكر خدا مترنّم گشته و چشمها از شدّت وجد و شعف، اشكآلود شده و آهنگ يكنواخت ادعيه و اذكار و نغمههاى شورانگيز توأم با خضوع و خشوع مناجات با قاضى الحاجات، از هزاران نفر سعىكننده، در فضا پخش شده است؛ نغمههايى كه آدمى را از اين تنگناى عالم طبع، بيرون مىبرد و به عالم ديگرى كه يكپارچه روحانيت و معنويت و انس گرفتن و عشق ورزيدن با خالق سبحان است، وارد مىكند و روح را غرق در نشاطى مخصوص مىگرداند كه به وصف بيان و قلم در نمىآيد.
آرى، «مسعى» از اين طرف، محل بروز و ظهور فضيلت عالى صبر و توكل و عبوديت انسان، و از آن طرف، جلوهگاه كرم و رأفت و رحمت و عطوفت حضرت ايزد منّان است.
و به همين جهت، توجّه و تفطّن بسيار لازم است تا اين عمل فوقالعاده پرمغز و