122
را فراهم مىسازد و از طريقى كه خود، گمان نمىبرد روزىاش را مىرساند، و هر كس توكل بر خدا كند، خدا او را كافى است (از غير طريق عادى و طبيعى، مهمّات او را كفايت مىكند و از گرفتارىها رهايىاش مىبخشد).»
اين صحنۀ اعجابانگيز، از آن زن باايمان، كه نمونهاى از تربيت آسمانى خاندان ابراهيم عليه السلام است و مظهر عالى توحيد و توكل و انقطاع از ماسوى اللّٰه و اعتماد كامل به خدا، چنان در پيشگاه حضرت حق، مورد تحسين و شايان تقدير واقع شد كه همان عمل، يعنى هفت بار رفت و برگشت بين كوه صفا و مروه، يكى از اركان حجّ و شعارى از شعائر الهيه، معرّفى شد؛ و تا روز قيامت، يك وظيفۀ حتمى براى واردين بيت و زوّار خانۀ خدا هر كس از هر گوشۀ دنيا به زيارت بيت اللّٰه بيايد، بايد هفت مرتبه از كوه صفا به كوه مروه برود و برگردد تا آن خاطرۀ مقدّس آسمانى، همه ساله در دلها تجديد شود و درس عالى توحيد و صبر و تسليم و توكل، به مسلمانان بياموزد كه به هنگام فقدان علل و اسباب عادى و طبيعى، هرگز خود را نبازند و مبتلا به كابوس وحشتناك يأس و حِرمان نشوند، بلكه در فشار حوادث، با قوّت ايمان، در مسير رجا و اميد به حضرت خالق منّان «سعى» كنند و دست از دامن صبر و ثبات و استقامت روح، بر ندارند و متوجه باشند كه صحنۀ امتحان الهى، توأم با ناملايمات و مشقّات فراوان است و هدف، پختگى و ورزيدگى در بوتۀ شدايد و مشكلات است، تا گوهر خالص ايمان، از ميان شوائب دلبستگىها تخلّص يابد.
و لذا ممكن است آدمى، بار اول و دوم و احياناً دفعات متعددى، در راه خداجويى و حقيقتطلبى، قدم بردارد و فرياد «هل بالبوادى من انيس» از دل بركشد، اما جوابى نشنود و نتيجهاى نبيند. اينجاست كه شيطان وسواس خَنّاس، به سراغ گوهر ايمان انسان مىآيد و در تضعيف نيروى توكل و اخلاص آدمى مىكوشد. الحَذَر، الحذر، كه دَم و نَفَس آن عنيد لعين، در دل آدمى نگيرد و سرمايۀ سعادتش را، به يغما نبرد.
بلكه با استمداد از حول و قوّۀ الهى، آن قدر در مسير ايمان و عمل، ثابت بماند و بين دو كوه خوف و رجا، «سعى» متين كند تا به هنگامى كه خدا مصلحت مىداند، آب حيات و سعادت، از ميان صخرههاى سخت و صُلب مصاعب، بجوشاند و شادابى و طراوت به