121«إلهي و ربي من لي غيراك أسأله كشف ضري، و النظر في أمري» 1
«اى خدا و اى پروردگار من، جز تو چه كسى را دارم كه رفع گرفتارى و چاره سازى خود را از او بخواهم؟»
او با قلبى مملوّ از ايمان و روحى سرشار از اميد به خالق منّان، از جا حركت مىكند و با عجله، بالاى كوه صفا مىرود و نالهاى از دل مىكشد: «هل بالبوادى من انيس » 2
آيا در اين صحرا كسى هست؟ (انيس همچنين اسم مرغى است كه از پرندگان آبى است و صدايى شبيه صداى گاو دارد، 3 و شايد مقصود هاجر، اين بود كه از ديدن آن مرغ و شنيدن صداى آن، راهى به آب بيابد)
اما كسى را نمىبيند و جوابى نمىشنود.
مضطربانه از صفا به سوى مروه مىدود و بار ديگر ناله از دل مىكشد:
«هل بالبوادى من انيس ؟»
باز هم چيزى نمىبيند و جوابى نمىشنود.
شتابان به سوى صفا برمىگردد و دگر بار از صفا به مروه و از مروه به صفا، تا اين تردّد و اضطراب، به بار هفتم مىرسد. ناگهان، متوجّه مىشود كه آبى زلال از زير پاى كودك نالان، در حال جوشيدن است!
از ديدن اين جريان، برق شادى در فضاى جانش مىدرخشد و به سمت فرزند دلبندش مىدود و با ريختن قطراتى چند از آب گوارا در حلق كودك، حيات مجدّد به او مىبخشد و نتيجۀ دعا و توكل را «مِنْ حَيثُ لا يَحْتَسِب» با چشم خود مىبيند كه:
وَ مَنْ يَتَّقِ اللّٰهَ يَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجاً وَ يَرْزُقْهُ مِنْ حَيْثُ لاٰ يَحْتَسِبُ وَ مَنْ يَتَوَكَّلْ عَلَى اللّٰهِ فَهُوَ حَسْبُهُ . 4
«هر كس تقوا پيشه كند و رعايت جانب خدا را بنمايد، خدا براى او راه خروج (از بليّات و شدايد)