369يعنى بعد از اين گرد ما گرد و گرد خويش هيچ مگرد و با حجرالأسود كه دل تو است و آن يمين اللّٰه است عهد ما تازه كن و از آن جا به مقام ابراهيم آى يعنى به مقام روحانيّتِ خُلّت و از آنجا دو ركعتى تحيّت مقام بگزار؛ يعنى عبوديت از بهر بهشت و دوزخ مكن چون مزدوران، بندگى ما از اضطرار عشق كن چون عاشقان.
پس بر در كعبۀ وصال ما آى و خود را چون حلقۀ بر در بمان و بىخود درآى كه خوف و حجاب از خودى خيزد و امن و وصول از بيخودى: وَ مَنْ دَخَلَهُ كٰانَ آمِناً بر خوان:
اى دل بىدل به نزد آن دلبر رو
6 - عزالدّين محمود بن على كاشانى؛
صاحب مصباح الهدايه و مفتاح الكفايه (متوفّاى سال 735 ه .ق.) با استناد به شرط استطاعت، عرفا و سالكان را از انجام حج و اداى زكات مبرّا و معرّى دانسته و گفته است: «و امّا زكات و حج از جملۀ اركان اسلاماند و وجوب آن مشروط به مال و استطاعت است و طالبان و سالكان طريق حق، كه اهل ترك و تجريدند و مقصود از اين مختصر ذكر احوال ايشان است، از اين شرط معرّى و مبرّا هستند، لا جرم در بيان زكات و حج و كيفيّت آن شروعى نرفت، به خلاف صوم و صلات و اقرار كه تعلق به نفس دارد، اگر بر سبيل تطوّع خواهند كه حج گزارند در تعلّم مناسك آن، به ديگر كتب رجوع نمايند...» 2
7 - مولانا جلال الدين محمد بلخى؛
(متوفاى 672 ه .ق.)در «فيه مافيه» با نقل حكايتى از ابوسعيد ابىالخير وجود عارف را كعبه مىداند كه بايد برگرد او طواف كرد.