338زائران بيت اللّٰه مانند كردهاند و يا صورت زيباى معشوق را به كعبه، خال صورت او را به حجر الأسود و... همانند شمردهاند.
شعرايى هم كه از ديد عرفانى به حج نگريستهاند، به نقل حكاياتى در كرامات شيوخ خود بسنده كرده و بعضى از شعرا در وصف كعبه و زمزم و صفا و مروه و عرفات و منا، به زيباترين شكل داد سخن دادهاند و قصايد غرّايى سرودهاند.
بعضى، از مشكلات راه سخن گفتهاند. گروهى گفتهاند:
گر به شوق كعبه خواهى زد قدم
سرزنشها گر كند خار مغيلان غم مخور
و بعضى هم به حق، درسهايى از حج گرفتهاند.
به ندرت، به اشعارى بر مىخوريم كه سرايندۀ آنها مانند ناصرخسرو به فلسفۀ اعمال حج توجّه كرده باشند و يا همچون سنايى به تظاهر و دورويىِ بعضى حجگزاران تاخته باشند و هشدار داده كه كعبه را بايد از چنگ غاصبان نجات داد و آن را همچون نامش كه بيت العتيق است آزاد كرد.
كوتاه سخن اينكه در كمتر موردى به مسائل سياسى حج توجّه كردهاند و اغلب از بعد عبادى و تربيتى به آن نگريستهاند.
40 - الهى قمشهاى؛
در مسمّط زيبايى تحت عنوان «مناسك حج عاشقان» توصيه كرده و گفته است: اوّل كارى كه حاجى بايد انجام دهد اين است كه جز به خدا به هيچ چيز ديگر نينديشد. چون با همه چيز و همه كس جز خدا قطع رابطه نموده است. آنگاه وقت آن فرا مىرسد تا لبيك زنان به ديار معبود بشتابد، از گناهان خود توبه كند و احرام ببندد كه خود احرام نشانۀ حرام كردن هر چيز است بر خود و از طرفى حفظ حريم حضرت حق (جلّ و على) است و...
اى دل اگر عزم ديار يار دارى
* * *