140مىنمايند...» 1
او از دزدانى كه در زمرۀ حاجيانقرار مىگرفتند نيز در چند مورد نام برده و سرانجام گفته است.
«اسباب خجالت وبدنامى تبعۀ ايران، اينان هستند. خدا هدايت نمايد...»
نويسنده پس از آنكه چند نمونه از سرقتها را بر مىشمارد مىگويد:
«... و مقصود از حكايت بعضى مسروقات، بيان سه مطلب است؛ يكى آنكه شخص حاجى كه به عزم زيارت بيتاللّٰه آيد، سزاوار نيست مال التّجاره همراه بياورد كه مثلاً فيروزۀ يك قرانى را دو قران بفروشد و حواس را صرف معاملات نمايند و بر فرض كه آورند به قاعده بسان گمرك بگذرانند. در خيكچۀ روغن و كيسۀ زغال نگذارند كه موجب بد شنيدن از حكومت وبدنامى حجاج ايرانى شوند و آخر به جايى برسند كه زير چادر پردگيان را ملاحظه نمايند.
و ديگر آنكه بسيار مواظب باشند كه اين اشرار براى همين امور در موسم حج مىآيند، از هر چه تصوّر شود مضايقه ندارند و بيشترين مجاورين بيتاللّٰه شدهاند محضِ اين كار.
و ديگر دولت عليّۀ ايران كه اين همه مخارج و مواجب مرحمت مىنمايند و سفرا در خارجه مىفرستند محض آسايش رعيّت و حفظ اينگونه مراتب است، وقتى كه مواجب را سفير عظمىٰ لطف ننمايند و هزار و پانصد ليراهم پيشكش از ويس قنسول مىخواهند، نمىتوان گفت چرا وكلاى هر شهبندرى تبعۀ دولت را به اقسام مختلفه مىچاپند و مخصوص با دزدان و حمّال و جمّال و مطوِّف و... شريك نشوند، تا چنين ننمايند پيشكش را از كجا مىخواهند بدهند...». 2
نايب الصّدر مردى عالم و فاضل بوده و در مواردى كه مباحثى در مسائل دينى و يا مربوط به مناسك حج پيش مىآمده، حلّ مشكل مىكرده است. از جمله در مورد مُحرم شدن از محاذات مواقيت، كه پس از روشن كردن موضوع از باب مزيد اطّلاع مىگويد: