139تجارت - در واقع - مىآيند نه محض زيارت به حدّى سختگيرى مىشود كه غير قابل باور است... دستبرد مىزنند... از همه ظريفتر آدمهاى كارپردازخانۀ دولت عليّۀ ايران مىباشند كه شريك دزد و رفيق قافلهاند: خلاصه هنگامۀ غريبى است، از دستبرد مأمورين ايرانى در خاك عثمانى، خداوند حفظ نمايد.»
و مىگويد: از بزرگ گمركخانه جويا شدم، گفت: «از حجّاج، ما تذكره مطالبه نمىنموديم، خود وكلاى دولت شما با ما راه مداخلى نمودند، محض خودشان و...»
نويسنده در رفتار كارگزاران آورده: روز چهارشنبه ششم حمله داران و مكفىچيان به نحوى احاطه نمودند بيچارۀ غريب نابلد را كه تحريرى نيست واقع اگر كسى بخواهد معنى اتّفاق منافقين را ملاحظه نمايد، حالِ شريف مكّه وقائم مقام و قنسول و مطوِّف و مقدّم و جمّال و عكّام و حمله دار و اميرجبل و سفير كبير در لخت نمودن زوّار را ببيند.
گويا در ركن حجرالأسود معاهده بسته اند كه بدون اطّلاع و صلاحديد يكديگر هيچ كار در اين معنا ننمايند، ولى محض اينكه كسى سر از اين بيرون نياورد هر كدام از اينها كه پيش حاجى مىرسند آنهاى ديگر را لعن مىكنند... مطوِّفها مىگويند: خدا لعنت كند قنسولِ شما را، اگر او نبود ثلث اين مبلغ كرايه حمل نبود...». 1
نايب الصّدر از رفتار بازائران قبور ائمه در بقيع مىنالد و مىگويد:
«در قبرستان بقيع متصل به سور مدينۀ رسول، از دولت مصرى و باب عالى شمع و مخارج روشنايى مقرّر است؛ چرا كه خدّامِ آنجا را مطلق العنان گذاشتهاند كه اقلاًًّ شبى يك چراغ روشن نمىكنند و به علاوه ازهرنفر زوار هر مرتبه بخواهند زيارت نمايند مبلغى مطالبه مىكنند و جملۀ نذورات را حيف و ميل مىنمايند... و از آن طرف هر ساله مبلغى گزاف براى مصارف حمل و نقل محمل معروف، از سلطنت عظمىٰ دريافت مىنمايند و جمعى اوباش با ساز و نقاره و مغنيّه، به اسم آنكه محمل جناب رسول صلى الله عليه و آله و زوجۀ محترمۀ او را حمل مىنماييم، با اين وضع داخل حرم خدا ورسول مىشوند و معنى اين را نمىدانند كه مورد خنديدن و سخريۀ مردم اجنبى و خارج دين واقع مىشوند و آنچه از لوازم دين اسلام است ترك و به هر چه شارع مقدس نهى فرموده تجرّى