141«مقصود از اين اشاره آن است كه جمعى حجّه فروش و مكفّا چىِ حجّاج، محض صرفه جويى كه پنج تومان كمتر خرج كنند، اصرارى در محاذات دارند، فردى كه توفيق يافته و پس از عمرى به حج بيتاللّٰه آمده، در مسألۀ عمده، خلاف احتياط عمل مىنمايد، چون صرفه ندارد و از آن طرف پنجاه بار بالاى ديوار خزانۀ حمّام مىآيد و مكشوف مىنمايد و معلّق مىزند در آب ديك حمام و لنگ استاد ضايع شود كه احتياط مىنمايدچون ضررى ندارد!...
نويسنده در ارتباط با تاريخچۀ زمزم، موقعيّت مقام ابراهيم، حجّ اسماعيل، آغاز و پايان طواف، سعى بين صفا و مروه وديگر اعمال و مناسك عمره سخن گفته و ملتزم و دربهاى مسجد و ستونها و استار كعبه را مشروح باز نموده است. بحث مستوفايى در مورد حجرالأسود و اركان و تغييراتى كه عبداللّٰه بن زبير و سپس حَجّاج دادهاند آورده است.
به نظر نويسنده بعضى از ابنيه كه اخيراً ساخته شده، موجب اشتباه زائران كم اطّلاع مىشود.
مىگويد: «مقام شافعى بين ركن حجر و عراقى است در پيش مقام ابراهيم، مقام حنفى بين عراقى وشامى و مقام مالكى بين شامى و يمانى و مقام حنبلى بين يمانى و حجر. وبراى هر يك مسقفى و گلدستهاى ساختهاند كه نه در زمان حضرت رسول و نه در زمان خلفا بوده است. بعضى از روستاييان بر اين مقامها به گمان اينكه مقام ابراهيم است احترام مىگذاشتهاند و تعظيم و تكريم مىكردهاند.
ويس قنسول گفتهاند: يكى در حرم از من پرسيد قبلۀ اهل عراق كدام طرف است،گفتم: به هر طرف كه بايستى رو به خانه، قبله است در مسجد، گفت: مىدانم ولى قبله اهل عراق كدام سمت است؟! جواب دادم: اگر ركن عراقى را مىگويى آن موضع است ولى مدخليّتى به قبله ندارد، متغيّر شد و گفت تو هم كه مسأله نمىدانى! از جاى ديگر معلوم كنم. حاجى سيد مهدى كاشانى از جمله حمله داران، نقل كرد كه من چهل سال است كه چهل حجّه انجام دادهام، ده سال قبل در مقام جناب ابراهيم نشسته بودم، يكى از حجّاج كاشانى به اين عبارت سؤال كرد كه: قبر خدا اين تو است؟! متحير شدم،